بسم رب الحسین
با حذف دو مطلب انتقادی مربوط به آقای مکارم می توانید حدس بزنید چه مشکلاتی پیش آمده است...
عزیزان تقریبا خداحافظ اما باز هم درباره سید اینجا خواهم نوشت و به شما خبر خواهم داد.........
با حذف دو مطلب انتقادی مربوط به آقای مکارم می توانید حدس بزنید چه مشکلاتی پیش آمده است...
عزیزان تقریبا خداحافظ اما باز هم درباره سید اینجا خواهم نوشت و به شما خبر خواهم داد.........
برای یک سری از مسایل دیگه اینجا نمی تونم بنویسم به محض اینکه وبلاگ جدیدم طراحی شد اطلاع خواهم داد
بسم رب الحسين
با عرض معذرت خواهي از دوستان به دليل تاخير چند روزه و به دليل اينكه مطلب اربعين رو تازه امروز مينويسم واقعا معذرت ميخواهم چون واقعا سرم شلوغ بود.
اربعين آمد.......
امسال هم تمام شد ...........
و من هنوز در امواج درياي غفلت شناور .....
تمام شد ......
سالي ديگر......
گذشت........
و باز من همان موجود قبلي ام ........
ميامدم تا شايد همچو رسول ترك همچو طيب در اين غلغله ي عزاي حسين نجاتم دهند ميآمودم تا شايد مصداق اين بيت است:
در حسينيه تو برگ براتم دادند
وسط سينه زني بود نجاتم دادند
ميامدم تا شايد بتوانم نجات پيدا كنم .....
**********
ميگويند: عزاي حسين بهترين سوگواري است .....
ميگويند خيلي ها اينجا نجات پيدا كرده اند....
ميگويند نه فقط رسول ترك و طيب ،هزاران نفر اينجا آدم شده اند....
ميگويند اينجا شفاخانه است ........
ميگويند اينجا مرضا براي شفا ميآيند ......
ميگويند حسين كيمياگر است از نخاله طلا ميسازد و هزاران و هزاران چيز ديگر .......
ميگويند،ميگويند، ميگويند ، آنقدر ميگويند كه هرگاه ميخواهم به مجلس عزاي حسين بروم خيلي احترام ميكنم، استغفار ميكنم و سپس داخل ميشوم ....
آنقدر از ابتداي زندگاني ام به من گفته اند خيلي آدم ها اينجا درست ميشوند كه من از هر كسي بدي ميبينم ميگويم شايد رسول تركي ديگر باشد و هيچ نميگويم.........
اما .......
يا حسين.......
اين همه در گوش من خوانده اندكه اينطور است و آنطور است اما من هنوز نديده ام ....... چرا مرا درست نميكني چرا مرا آدم نميكني....... آري درست است كه من هنوز آن قدر لايق نيستم كه مستقيما به من نگاه كني..... آري اين تن كثيف كجا و آن چشمان شهلاي مطهر كجا؟
و اربعين آمد.....
زينب ناخداي كشتي غم و آفريدگار عشق و مصور كربلا به همراه كارواني خسته و دل شكسته باز به سرزميني بر ميگردند كه پر از غم است پر از اندوه است و البته پر از خاطره ، پر از حادثه ،پر از خون ،پر از عشق ....
آري ابنجا زينب عزيزترين هايش را از دست داده است....
امامش را، برادرش را ، عشقش را ،يادگار مادرش را ، حسين را ، يادش هست كه چه ديد از بالاي تل زينبيه از آنجا ديد كه شمر بر روي سينه اربابش نشسته است...... نه فقط حسين را ديد زينب آن لحظه اي را ديد كه عمود خيمه عباس كشيده شد آن لحظه اي را ديد كه حسين ميگويد الان انكسر ظهري نه فقط اين را ديد كه پيكر پاره پاره علي اكبر ، حنجر علي اصغر، عون و محمد و قاسم و عبدالله و چندين و چندين آشناي ديگر ....
و حال پس از چهل روزي كه آسان نبوده است و در آن صحنه ها ديده ......ديده كه خارجي اش ميخوانند ..... ديده كه رقيه در گوشه اي از خرابهچه حالي داشته است ...... چگونه جان داده است ........ديده يزيد چگونه چوب خيزران را به لب و دنداني زده است كه رسول الله بوسيده ........نه ...........اين كه كم است اين لب و دندان را خداوند بوسيده است ..... حال بازگشته است، لطمه زنان ،مويه كنان به طرف قبر برادرشميشتابد عزاداري ميكند .........
اي دوست.........چهل روز گذشت و من و تو همچنان در لاك خود .........
بيا با هم تصميم بگيريم ........
از امروز يكي از كارهايي كه در وجودمان ملكه شده است را كنار بگذاريم .
در كشور دل ما جز دوست جا ندارد
زينب خداي عشق است چون و چرا ندارد
اين جمه را نوشتند بالاي درب جنت
هركس كه زينبي نيست اصلا خدا ندارد
بسم رب الحسين
با عرض تبريك به مناسبت ولادت امام پنجم حضرت محمد باقر و همچنين به مناسبت پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران دومين پيروزي خون بر شمشير و همچنين با عرض معذرت به خاطر غيبت دو هفته اي من يك مطلب كه چند وقته آماده كرده ام براتون مينويسم........
يواش.....يواش....
محرم آمد........
پيراهن مشكي ها به تن شد .............
اول.......
دوم.......
سوم.....
.
.
.
.
هشتم.......
تاسوعا.......
عاشورا.......
.
.
.
.بيست و يكم ......
بيست و دوم .....
.
.
.
.
سي ام ..........
محرم تمام شد ........
يواش يواش مردم دارن پيراهن مشكي ها رو در ميارن ..........
حرف حسابشون چيه .......
محرم كه هنوز تموم نشده ...........
تازه زينب وارد شام شده .........
مجلس يزيد ....مي گساري ....... چوب خيزران
اما اين عده ميگن محرم همون تاسوعا عاشوراست ديگه.......
تازه خيلي هم «نعوذ بالله» لطف كرديم ده،بيست روز ديگه هم پيرهن مشكي پوشيديم.....
اينا نميفهمن .........
نميفهمن كه محرم، قبل از عاشورا نيست ........
بعد از عاشوراست .......
نميدونن كه محرم يك ماه نيست تمام سال است .......
نميدونن بعد از عاشورا چه اتفاقي اقتاده است ........
نميدونن اگه امروز يكي ميگه حسين، همه ميلرزند ،اينا كار كيه؟
نميدونن اگه امروز ميگن محرم دلها غمين ميشه...... همين جوري نيست........ الكي نيست ......... ديمي نيست .........كلي اتفاق افتاده تا حسين، حسيني شده كه در خور مقامش باشه .........كلي اتفاق افتاده تا محرم شده محرم....... محرم تازه بعد از عاشورا شروع ميشود............يك شروع طوفاني با يك كشتي به گل نشسته كه باز راه ميافتد ......... ناخداي اين كشتي كبريا منظري است صبّار ........... خداوند صورتي است ناطق ........ و چه ناطقي ..............كه نطقش نهايت نطق هاي طوفاني است .......... كه اشبه الكلام به كلام علي است ................. كدام علي؟ ............. همان علي كه چون لعل لبش ميگشود و از جام لبانشبه عالم مينوشاند،عالم لايعقل ميشد.......
زينب .....
زينبي كه همه چيزش را در كربلا داد ........
برادرش و امامش حسين را .......
عشق مجسم عباس را .......
عون و محمد را ........
علي اكبر و علي اصغر را ........
با خودت فكر كن اگر در يك روز چند تا از فاميل هاي من و تو و اون هم فاميل هاي درجه يك ما فوت كنند اون هم با فاصله از هم فكر ميكني حالت چه جوري باشه..........
اما زينب ........
زينب.....
زينب......
كوچكترين لغزشي نكرد ........
همچو حيدر آهنين ايستاد و مقاومت كرد..... بلي اين زينب ميتواند يك پيامبر بزرگ براي يك حادثه بزرگ باشد....
به راستي هيچكس جز زينب و زين العابدين نميتوانست حتي گوشه اي از حادثه كربلا را انتشار دهد....... هيچكس جز زينب نميتوانستيزيدي را كه در اوج قدرت ميگساري ميكرد را به زير بكشد و بلرزاند.....
زينب مظهر اسامي قدير و صبور خداوند است و زينب مجمع صفات خداوند است.........
اين زينب با اين همه قدرت نه تنها مردم كوفه و شام را لرزاند بلكه كاري كرد كه پايه هاي بني اميه سست شد و جمله اي كه او گفت چهار ستون بدن يزيد و يزيديان رالرزانيد ........... آنگاه كه يزيد چوب خيزران را بر لب و دندان حبيب الله الاعظم زد زينب سخناني گفت و سپس اين جمله را نثار يزيد كرد كه : استصغر قدرك« ريز ميبينمت » ......... حال آنكه انقلاب خميني امتداد راه است ............ امتداد يك راه دشوار ........
امتداد راهي كه از كوچه پس كوچه هاي عشق و از دستان زينب به اينجا رسيده است.......پس بياييم كه امروز همه در زير لوا حسين باشيم و به همه مخالفان جمهوري اسلامي بگوييم:
نستصغر قدركم
مراسم شام غریبان تموم شد........
دو سه روز هم از عاشورا گذشت ......
یواش یواش پیراهن مشکی ها را دارند از تن می کنند.......
همه می گویند : محرم هم تمام شد.......
یک جمله بیش نمی گویم و آن همین جمله است که محرم تازه شروع می شود.......
محرم آتش درونی اش و عشق وجودش همه از بعد عاشوراست و همه عشقش از زینب است........
مردم محرم را فقط در عاشورا نبینید بعد از عاشورا تازه محرم شروع می شود تازه حسین بعد از عاشورا شناحته شد و گرنه:
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود.........
براي باغبان ياس آفريدند
به حيدر اشبه الناس آفريدند
وفا را عشق را مردانگي را
يكي كردند و عباس آفريدند
آسيد علي آقاي قاضي مي فرمودند:
عالم تحت فرمان حسين است و عباس پيشكار حسين است
تا حالا تو روضه ها زیاد شنیدیم که می گن حضرت علی اکبر صلوات الله علیه به میدان رفت و باز برگشت به خیمه و به پدرش اباعبدالله العطش گفت؟!!
آیا تا به حال به راستی با خود اندیشه کرده ایم که عطش اکبر از چه باب است؟
آیا آن علی که شبیه ترین مردم به پیامبر است و نمونه اخلاق محمد است در وضعی که می داند آب در دسترس نیست بر پدرش ندای العطش می زند که پدرش را بیازارد؟
خیر
توضیح می دهم:
علی اکبر اگر ندای عطش سر می دهد عطش وجودش از می مینای شهادت است و او خواستار صهبای ولای امیرالمومنین است و می خواهد زودتر شهید شود و اگر این ندا را سر داده است می خواهد پدرش بداند که او شهادت را دوست دارد و شهادت آرمان اوست.....
خدایا از عشق حسینم سیراب ننما تا همچو علی اکبر ندای العطش سر دهم!
آیت الله العظمی شیخ احمد مجتهدی تهرانی درگذشت
هدیه به روح ملکوتیش صلوات
بسم رب الحسين
روزنگار كربلا از روز ششم
روز 6:قاسم ابن حسن
روز 7:علي اصغر
روز 9: عباس
روز10: حسين
عصر روز دهم؛
خون ........
آتش ........
فغان.......
ناله .......
خيمه هاي سوخته ........
روز 11: زينب ، رقيه، سكينه،سجاد، رباب ، ليلا، سكينه و ............
از 11 به بعد فقط زينب است و رقيه.
بلي محرم هم روزنگار دارد و هر روزش براي يكي است ولي اين را بدان كه هر روزش فقط براي زينب است.
كربلا در كربلا ميماند اگر زينب نبود
.......................................................................................................................................
از علي اصغر شروع ميكنيم :
كوتاه بنويسم تا شما بتوانيد هر روز به من سر بزنيد و حوصله كنيد كه بخوانيد.
شش ماهه كودكي گريه ميكند.......
تشنه است .........
مگر يك كودك چقدر آب ميخورد .......
به قول آقا حميد عليمي:
عقده دارم دلم از غصه پره
آخه يه بچه چقدر آب ميخوره
سينه مادرش را چنگ ميزند ...........
كودك است در ظاهر،
ولي خالق درونمايه عشق و عشق بازي است .
شهيدي كوچك ولي بزرگ .........
به قول سلطان ديوانگي اهل بيت سيد محمد جواد ذاكر طباطبايي(ره):
علي اصغر خداي عشق بازي است
خداي دلبري و دلنوازي است
به گهواره است اما پير راه است
به تعليم ولايت پادشاه است
شراب عشق را ساقي است اصغر
چو ذات لم يزل باقي است اصغر
اي عزيزان!
من در محرم به دليل شركت در مسجد و حسينيه نميتونم خيلي براتون بنويسم ديگه پاي خودته....... تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل

از امام حسن عسکری درباره سر و رمز حروف مقطعه ابتدای سوره مریم پرسیدند((کهیعص))
ایشان فرمودند: در حرف ک حقیقت کربلاست.
در حرف ه سر و رمز هلاک و فنای عترت حسین است
در حرف ی حقیقت یزید است است که ظالم العتره است
در حرف ع حقیقت عطش است و در حرف ص حقیقت صبر حسین و عترتش
شيخ بزرگوار ثقه الاسلام مجتهدي طهراني يكي از بزرگترين اساتيد اخلاق اسلامي در بستر بيماري است.
براي سلامتي ايشان دعا كنيد.

بسم رب الحسین
این نوشته مربوط به محرم پارسال در هیات حضرت قاسم دماوند است که یکی از آشنایان که استاد بنده در این نوع نوشته هم هستند یعنی من از ایشون این سبک نوشته رو یاد گرفتم. و همه سبک های نوشته در این وبلاگ رو از ایشون یاد گرفتم . هست.
بارها شنیدی و شنیدم که چقدر بهشون سخت می گذره ،اما آیا تا حالا خوب بهش فکر کردی؟؟؟
شاید بگی اصلا چه ربطه داره به محرم؟
بهت می گم عجله نکن ...........
داشتم می گفتم-بهشون خیلی سخت می گذره،دستت رو بذار رو دهنت حالا با دست دیگه بینی تو بگیر،حالا نفس بکش؛ سخته ؟ نه؟
یه عمره .........
یه عمره داره اینجوری نفس می کشه ........
برا تو....
برا من ....
برا همه بچه شیعه ها .....
بچه شیعه!
حواست هست چی می گم یا نه؟
خیلی نامردیم اگه به یادشون نباشیم !!
.
.
.
.
.
.
چشم انتظاری سخته؟
خیلی؟
اما من و تو که مادر نیستیم بدونیم مادرش چی می کشه؛ آخه میگه 18 ساله از جنگ می گذره اما هنوز نیومده....
.
.
.
.
.
.
تا حالا جنازه 2 کیلویی دیدی؟
عمرا دیده باشی!!!!!!!!!
باباش می گفت؛ وقتی جنازش رو آوردن فقط دو کیلو بود .پسرش رو می گفت،می گفت تو جبهه خمپاره خورد تو سرش ؟
گفتم بازم ازش برام تعریف کن ؛
گفت:
به خدا جلوم حتی 4 زانو هم ننشست،همیشه جلوم دو زانو بود.
حتی یه بار هم ناراحتم نکرد.....
از نمازش که دیگه نگو .....
.
.
.
.
.
خب به نظرت به اینا چی میشه گفت؟
شهید؟ مست؟ عاشق؟
من میگم:
عاشق امام حسین!
خب حالا روت می شه به خودت بگی شیعه امام حسین.....
من که حتی روم نمی شه بگم من عاشق امام حسینم ......
بچه ها خیلی جرات می خواد ،آدم ادعای عشق امام حسین رو بکنه؟
ولی خیلی سخت نیست:
یه شرط دارد:
تعص الله و انت تظهر حبه
هذا محال فی الفعال بدیع
لو کان حبک صادقا لاطعته
ان المحب لمن یحب مطیع
البته توجه داشته باشید که مخاطب این نوشته نوجوانان هستند وگرنه سنگین ترش هم هست براتون می نویسم.
بسم رب الحسين
محرم است....
اذان ميگويند...
ميروم مسجد .....
نماز ميخوانم ....
روضه خوان ميآيد بالاي منبر ....
روضه ميخواند ........
ميگويد گريه كن .....
بلند ميشويم برويم جلو سينه بزنيم .........
آن جلو ايستاده ايم براي سينه زني ميگويند گريه كنيد ......
اين مجلس تمام ميشود ........
ميآئيم بيرون .......
ميرويم حسينيه .......
به حسينيه كه ميرسيم ......
سخنران دارد سخنراني ميكند ........
دارد فضيلت گريه كردن بر حسين را ميگويد .........
آخرش روضه ميخواند؛ ميگويد گريه كن.....
بعدش مداح ميآيد.......
روضه ميخواند ......
ميگويد گريه كنيد.......
قربونش برم ..........
همه مون ميدونيم.......
حسين كه صمده .......
دلسوزي لازم نداره .....
اصلا براي چي براش گريه كنم ........
آقام كه نيازي نداره.......
پيش خداست .........
پيش بابابزرگش محمده(ص) پيش مادربزرگش خديجه است ،پيش باباش علي نشسته ، مامانش داره موهاشو پريشون ميكنه. جاي به اين خوبي داداشش حسن هم كه هست........
چه غمي داره .........؟!
ديگه ناراحتي نداره......
آدم تو بهشت باشه و .......
خب پس برا چي ميگن گريه كن ؟!
خب برا چي پشت سر هم روضه ميخونن.
..
.
.
.
.
بزار برات بگم!
البته اين حرف منه ها شايد اينجوري نباشه ولي مطمئن باشين درسته....
يادته پارسال كه عاشورا بود.........
رفتي عزاداري كردي ........
ديوونگي كردي .........
آخرش كه مداح گفت:عاشورا هم تمام شد تا سال ديگه كي زنده است كي مرده ............
با خودت گفتي امام حسين جون.......
قول ميدم ......
قول ميدم ......
قو ميدم به خدا ديگه گناه نكنم.......
قول ميدم ديگه چشمام بد نگرده........
قول ميدم ديگه حرف بيجا نزنم ....
قول ميدم ديگه فحش ندم....
غيبت نكنم.......
تهمت نزنم.........
قول ميدم آدم شم ........
يادته ......................
آره اون موقع حالي به حالي بودي قول دادي ................
فرداش رفتي سر كارت ..... سر زندگيت......
دوباره رفيقاتو ديدي شدي همون كه بودي ...............
.
.
.
.
.
.
.
اينو داشتم ميگفتم ، امام حسين نيازي به گريه من و تو نداره جاش هم خيلي خوبه تو بهترين مرحله بهشت.
.
پس برا چي روضه خون ها ميگن گريه كنيد؟
لابد ميخوان مجلس گرم كنن .!!!!!!!
نه بابا ....... اين به خاطر بدبختي من و شماهاست.........
يه سال گناه ميكنيم......... كثافت كاري ميكنيم .........
غيبت ميكنيم........
دروغ ميگيم........
آبرو ميريزيم ...................
بعد دلمون رو خوش ميكنيم كه محرم ميريم خدا ميبخشمون..............
(((((تازه بعضيا آبرو ميريزن به محرم و امام حسين هم هيچ كاري ندارن تازه با اين عزاداريها مخالفت ميكنن نميدونم چه جوري ميخوان اون دنيا سر بلند باشن...)))))
اصلا فكر كردي كه ميگن يه قطره برا امام حسين گريه كني همه گناهاتو ميبخشن يعني چي؟
اين يعني خدا ميگه آدما ديدم خيلي بدبختين يه سري فرصت تو سال براتون ميذاريم جبران كنين .....
يه قطره گريه كنين به همون بهونه ميبخشمتون .........
فرصت ............
بهونه .........
تا حالا به اين چيزي كه اول همه سوره ها ميگي دقت كردي: بسم الله الرحمن الرحيم
بخشنده .......
مهربان.......
دلش برا من و تويي ميسوزه كه اسم علي رو قبول كرديم ولي نميتونيم .......نميكشيم ......... مگه كشكه .... شيعه شدن خيلي سخته........
درسته ما از همون اول بهمون گفتن شيعه ...........
محرم شده پيرهن مشكي رو دادن دستمون گفتن بپوش .........گفتيم برا چي .......... گفتن بابا محرمه ........ امام حسين ..........گفتيم: آهان....... باشه .....ميپوشم .......
خودمون فكر كنيم چند ساله چشم بسته فقط محرما مشكي مي پوشيم و آدم ميشيم ........
چند ساله همينجوري محرم مياد و ميره و ما مثل ببخشيد چيز تو گِل مونديم ..............
بابا ........اين همه واعظ ها اين همه مداح ها اين همه سيد جوادها بيخود نيامدن........... ياسين كه نميخوندن
بابا ما چرا اينجوري شديم..........
اين از مهربوني خداست ميدونه ما رو ول كنه كافر ميشيم . محرم ،صفرها ما رو ميكشونه تو اين هيئتا ،مسجدا،حسينيه ها ميگه بيا يه قطره گريه كن همشو ميبخشم......
اينا بهونه است.......
دنبال بهونه ميگرده تو رو ببخشه ..........
چه بهونه اي بهتر از حسين ........
چه فرصتي بهتر از محرم...........
بياييد ؛ اي عاشقان بياييد ........
بياييد به حسينيه ها و مساجد و هيئات گريه كنيد .........
نه براي اين بياييد كه براي حسين دل بسوزانيد؛ نه بياييد كه به بزرگواري حسين و خداي حسين بيندشيد و به حال خود بگرييد.
اگر در محرم اشكي بر گونه هاي مباركتان جاري شد و اگر عرقي از تنتان در آن هروله هاي پر شور ريخت حقير را ياد آوريد ...
سيد جواد را فراموش نكنين .........
براش يه صلوات بفرستين ........
اللهم عجل لوليك الفرج
باز بوي محرم ميآيد ..........
بوي نورانيت ..........
بوي مظلوميت ........
بوي ظلم .....
بوي خون ........
بوي صبر .......
بوي صبر .........
بوي عشق ........
باز بوي عاشورا ميآيد....
بوي خيمه هاي سوخته ميآيد .......
بوي دست هاي بريده......
بوي بدن هاي عريان ........
بوي سر هاي روي نيزه .....
و صدايي ميايد .....
صداي گريه رقيه است ..........
و باز محرم ميشود و ميشنوم كه حسين ميگويدهل من ناصر ينصرني و هيچ جوابي نميشود.....
و باز با چشم دل ميّينم حنجره علي اصغر را ........
فرق سر علي اكبر را كه همچون علي اعلي اميرالمومنين از وسط دو تا شد. فردي كه شبيه ترين است به رسول الله.فردي كه در ظاهر جوان بود اما پير طريقت عشق بود .........
و باز ميبينم كنار نهر علقمه دست هاي عباس را و باز ميبينم كه زينب ناله دارد كه شير برادرش شهيد شده است ........
و ميفهمم كه محرم آمده.
رخت شادي از تن ميكنم و عزادار شاهنشاه عالم حسين ابن علي ابن ابي طالب ميشوم.......
آماده جنون ميشوم.....
آماده روضه هاي پرولوله و آماده سينه زني هاي پر هروله آماده ميشوم كه لطمه زنان و سينه زنان و عوعوكنان بر درگهش سر بنهم و گدايي كنم.....
آماده ميشوم تا بار ديگر با دگر يا حسين غريب مادر به غايت جنون برسم و آنچنان سبوي عشق بشكنم و مي از قد و بالاي عباس زنم كه مست لايعقل شوم........
سيد جواد را صلواتي ميهمان كنيد.....
یک دانلود زیبا از حمید علیمی بلبل همیشه در کنار سید که درباره امام زمان خونده که من قبل از این خیلی سعی کردم که این پست رو براتون بذارم اما نتونستم و دیدم که در وبلاگ عاشقان کربلا که از دوستان هستن لینک ضده بود ما هم استفاده کردیم به این وبلاگ هم سر بزنید وبلاگ خوبیه!
لینک این وبلاگ این کنار تو پیوندها هست
بسم رب الحسين
غدير چشمه جوشش شيعه است.
شيعه از غدير آبرو دارد.
شيعه مذهبش را مديون كساني است كه با جهاز اشترانشان براي پيامبر جايگاه درست كردند
......
چه شده است كه پيامبر همه را در كنار خم ميخواهد جمع كند ؟!
به يقين اتفاقي مهم رخ داده كه پيامبر بازماندگان و پيش رفتگان را فراخوانده است .
آري .............
اتفاق بسيار مهم است ...........
جبريل امين امروز نازل شده و گفته است كه اليوم اكملت لكم دينكم يعني امروز دينتان را براي شما تمام كردم....
آري ..........
غدير رخ داد تا پس از محمد(ص) پست فطرتان دنيا دوست و مردمان نامرد اسلام را به دست نگيرند.
آنان كه دلبستگي به دنيا و چشم به بيت المال آنها را فريفته بود.
درست است..........
اين اليوم اكملت لكم دينكم يعني:
عظمت علي (ع) .........
يعني خدا ميفرمايد: علي اكمال دين است ..........
يعني علي بعد از پيامبر است ........
يعني اگر محمد نباشد ،علي تجلي خداست و اگر او هم باشد علي تجلي خداوند است؛ اما بعد از محمد........
اين آيه يعني بعد از محمد شيعه آلش باشيد ...........
و اين يعني شيعه كارش به غير پاكبازي نيست و سني به پوچ چنگ ميزند.
حنبلي و شافعي و ابابكر و عمر و عثمان همه خاك كف پاي سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ قنبر(غلام اميرالمومنين) هم نميشوند.
غدير رخ داد تا مردماني به از معصومين نماينده اسلام نباشند.......
...........
اما غدير خاموش شد .........
اما نواي غدير در گلوها خفه شد............
آري.........
هم ابوبكر، هم عمر و هم عثمان (لعنه الله عليهم اجمعين الي يوم القيامه) ميدانستند كه علي خليفه است ولي ...
خاصيت شيطان بدذاتي است ..........
............
اين آيه اليوم اكملت لكم دينكم يعني علي اللهي نباشيد به وسيله علي اللهي باشيد.
اليوم اكملت لكم دينكم يعني فقط در اين عالم شيعه كامل است و اگر سعي كند ميتواند خدا را بشناسد.........
ولي شيعه داريم تا شيعه........
امروز شيعيان مانند مرغ سر در گريبان خود كرده اند و ديگر به مسايل ديني كار ندارند. ((خدا خير بدهد اين دولت را وگرنه ديگر در ايران اصلا چيزي به نام خداوند ياد كسي نبود))
چرا امروز اينگونه شديم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آيا ميدانيد شيعه يعني چه؟
شيعه يعني كسي كه پا در جاي پاي حبيب و مولايش بگذارد.
شيعه واقعي يك دنيا عشق است و آيا واقعا ما شيعه هستيم.
اللهم عجل لوليك الفرج
سيد به يادمان باش
به دلیل اینکه پیوندهای وبلاگ که مربوط به وبلاگهای دوستان بود پاک شده قالب را عوض کردم.
بسم رب الحسين
عيد قربان ........
عيد بندگي .......
عيد تسليم شدن در برابر خدا........
عيد رويت خداوند تبارك و تعالي .....
اگر عاقل باشيم و اگر عاشق و اگر خالص ........
خدا را خواهيم ديد.
...............................
ابراهيم .........
اسماعيل............
چه اراده اي ميطلبد ..........
فرزندش را به قربانگاه ببرد .........
اين جاست كه به غير از خدا نميبيند......
پسرش است .......
نور چشمش است........
ميوه دلش است..........
او را به قربانگاه ميبرد؟؟!
هر قدم كه بر ميدارد .....
هر گام كه جلو ميرود ......
به ذات احد نزديك ميشود .......
و شيطان در كمين ........
.
.
.
.
آيا تو در دلت محبت ندارد ؟
پسرت را به قربانگاه ميبري؟
واي بر تو !
ميخواهي پسرت را بكشي ؟
و ابراهيم هيچ درنگ نميكند ........
بر شيطان كه دشمن آشكار اوست سنگ ميزند ............
و باز قدم بر ميدارد و جلوتر ميرود .........
اسماعيل را به طرف زمين خوابانده است .........
ميپرسي چرا؟
چون ميترسد.......
ميترسد چشمان مظلوم پسرش را ببيند و آن وقت ديگر خدا را نبيند ........
تيغش را آنقدر تيز كرده است كه تا بر گلوي اسماعيل كشيد اسماعيل قرباني شود ........
اين است قصد قربت .........
و اين گاه ميگويند :قربة الي الله ......
ميكشد .........نميبرد ........
به تيغ نگاهي ميكند و ميكشد بر گلوي اسماعيل .... نميبرد ......
و حال ديگر ابراهيم آزمايش شد .........
او به مرحله اي رسيده است كه كمتر كسي ميتواند ...........
او فناي در راه حق را بقاي خود ميداند ...........
و همين درست است ......
و اما ..........
سالها بعد ............
..
.
.
.
..
.
.
يك از اولاد محمد ........
به قربانگاه ميرود .......
آري حسين ........
نه تنها پسرانش كه برادرانش و خواهر زادگانش و تمام اقوام و يارانش را به قربانگاه ميبرد .........
نه تنها ناراحت نيست كه خوشحال است .........
شنيده است كه پدرش شهادت را فوز و رستگاري خوانده است ........
ميرود به قربانگاه ......
به قربانگاه كربلا ........
ميرود به دل كفر .......
اگر آنجا ابراهيم به دست خودش ميخواست اسماعيل را ذبح كند.....
اينجا حسين عباس و علي اكبر و علي اصغر و مظاهر و جعفر و عون را به دست كفاري ميدهد كه جلوي چشمشان كثيفي هاي دنيا گرفته است .........
اين كاروان عباس و علي اكبر و علي اصغر و عون و جعفر و مظاهر و زينب و رقيه و سكينه دارد .........
همه و همه به قربانگاه ميروند.......
بعضي ها قرباني اند و بعضي ها تماشاچي و بعد از آن اسير و بعد سخنران ...........
اگر شيطان به طرف ابراهيم رفت تا او را بفريبد ........
اگر شيطان قصد گول زدن ابراهيم را داشت ......
جرأت نميكند به طرف حسين بيايد ...... حسين شيطان را هم فرشته ميكند ...... لبان حسين ديباچه عشق و هدايت است ...... سخنانش رودخانه رحمت الهي است .......
اگرابراهيم آنجا با هر قدم به ذات خداوند نزديك ميشد ..........
حسين نه در اينجا كه در هرجا تجلي ذات خداست ..........
اين حسين نيست كه راه ميرود ..... اين خداست كه دارد راه ميرود.........
اينجا حسين صحبت نميكند........ خداوند صحبت ميكند....
و اين حسين يك انسان معمولي نيست ......
بلكه تجلي ذات خداست........
خدا در او تجلي يافته .........
سخنانش.......
رفتارش........
و مناجاتش در عرفه .........
اينها كار خداوند است.........
.
.
.
.
اينجاست كه ميگويند همه پيامبرانسجده بر حسين مياورند .........
ابراهيم در جلال و عظمت حسين محو است .........
موسي زانو ميزند در مقابل حسين..........
عيسي سجده ميكند ....
و اين عظمت حسين است
الهي توفيقمان ده كه به مقامي برسيم كه جز تو چيزي و كسي نبينيم....
و شيطان نفس را به قربانگاه ببريم سرش را از تنش جدا كنيم و بر سينه اش بگذاريم....
عيد قربان مبارك
اللهم عجل لوليك الفرج
براي شادي روح سيد جواد صلوات
بسم رب الحسين
عرفه روز دعاست!
روز نيايش است !
دعا يعني چه؟
دعا يعني خواستن
دعا يعني طلب كردن
يعني گدايي
و گدايي از درگاه چه كسي؟
فقط خدا؟
...................................................
عرفه روز دعاست،روز نيايش است و يعني روز طلب كردن و گدايي است.
گدايي در جوار درگاه قدسي خداوند تبارك و تعالي ...
و عرفه يعني همان « مددت يدي»
و يعني باز يك فرصت .........
يك فرصت براي اينكه باز بگويي خدايا تا امروز ناداني كردم ببخش زياد از تو غافل بودم زياد از تو دور بودم مرا ببخش. مرا عفوم كن
عرفه برا يان است كه دستان خاليمان را به طرف آسمان دراز كنيم و بگوييم خدايا اين دستان را همانگونهخالي كه هست به ما بر نگردان....
توشه اي در آن بگذار .....
توشه اي از عشق........
توشه اي از انسانيت........
امروز ميايم تا از تو بخواهم جانم را بستاني تا از اين دنيا برهم .......
امروز فقط نه براي اين ميآيم ....
ميآيم تا از در لطف حسين روزي بگيرم چرا كه محرم نزديك است، چرا كه ديگر رخت هاي شادي جاي خود را به لباس مشكي ها ميدهند.چرا كه سفره شادي ديگر برچيده خواهد شد و بساط ديوانگي پهن ميشوند.
ميايم تا امروز از حسين بخواهم تا به قلبم مهر جنون بزند و آماده شوم براي جنون براي ماه عشق بازي.....
اي رفيق در اين راه تاريك و لغزان روزگار و در ولوله شياطين بيا تا از خدا بخواهيم كه ما را از سگان اصحاب مهدي قرار دهد.
از عرفه استفاده كنيم .....
اللهم عجل لوليك الفرج
براي شادي روح سيد جواد ذاكر صلوات
بسم رب الحسين
مسلميه .........
مسلميه مقدمه اي براي رسيدن به واقعيت هاي عاشوراست .....
اولين شهيد.....
اولين سرباز......
اولين سفير .........
مسلميه شروع است .....
يك شروع فداكارانه .......
يك شروع زيبا .........
زيباييش از آن جهت است كه حسين ار ابتدا اقوام و خويشانش را براي حادثه كربلا پيش فرستاد.........
و صد البته كه مسلم هم با آغوش باز اين مسئوليت را پذيرفت زيرا كه ميخواست خدا را با آغوش باز در آغوش بگيرد.
اي كاش!
اي كاش مسلم ميتوانست به حسين بگويد كه به كوفه نيايد .......
و اگر ميتوانست .........
اينگونه نميشد .......
ميپرسي چگونه نميشد؟
حنجره علي اصغر با تير سه شعبه دريده نميشد......
فرق علي اكبر دوتا نميشد .....
دستان عباس جدا نميشد......
چشمانش كه نوربخش عالمي است تير نميخورد .....
در قتلگاه شمر روي سينه حسين نمينشست......
زينب كتك نميخورد............
رقيه در گوشه خرابه جان نميداد ...........
و چندين و چند موضوع ديگر اتفاق نميافتاد .......
ولي با همه اينها اگر كربلا نبود ، اسلام نبود
اگر خون حسين ريخته نميشد و زينب آينه انعكاس كربلا نبود امروز شيعه اي وجود نداشت و كسي ديگر منتظر مهدي نبود.
عاشقان بپاخيزيد........
كه مسلميه شروع عاشوراست .......
محرم از امروز شروع ميشود نه از يك ماه ديگر .......
ایام مسلمیه تسلیت باد.
اللهم عجل لولیک الفرج
برای شادی روح سید جواد ذاکر صلوات
بسم رب الحسين
چه غمي آسمان را گرفته است ........
الان بايد مدينه سياهپوش باشد اما... .....
اما مگر اين وهابي هاي از خدا بي خبر ميگذارند......
باقر بن علي چشم از دنياي پر زرق و برق بسته است..........
و مهدي باز رخت مشكي بر تن كرده است............
مويه ميكند، لطمه ميزند، سينه ميزند و شيون ميكند از ظلم هايي كه بر اين جدش روا داشته اند.........
مگر همه پدرانش اينگونه شهيد نشده اند.؟
جواب اين است :
چرا ولي اين امام امامي فراتر از اين اوصاف است ،آخر او نه تنها ظلم هايي كه بر خودش و پدرش روا داشته اند ديده است. بلكه ظلم هايي را ديده است كه بر جد غريبش حسين روا داشته اند.
ظلم هايي را ديده است كه بر عمه سادات روا داشته اند........
آري .....
او در كربلا بوده است و همه صحنه ها را ديده است ........
ديده است كه ذوالجناح بي سوار به سوي خيمه ها ميتازد.
اماما ! ........
ميگويند حسين خيلي غريب است .......
اما من ميگويم تو غريب تري . چون ميگويم حسين با همه غربتش در كربلا صحن و سرايي دارد، بر و بيايي دارد، ايوان طلايي دارد و در كرببلا دنيايي دارد از عشق و احساس و آنجا در اين سمت بين الحرمين آرميده است در كنار عباس.
اما تو يا باقر بن محمد .......
به نظر من تو غريب تري چون در خانه ات و در كنار جدت پيامبر و در كنار مادرت فاطمه كه نميدانيم كجاي اين قبرستان منزل دارد آرميده اي و هيچ صحن و سرايي نداري . البته كه صحن و سرا هيچ نه بر مقام و منزتت ميافزايد و نه هيچ از آن ميكاهد بلكه شيعيان فقط با نشستن در صحن و سراي امامان احساس ميكنند كه آنان را در آغوش گرفته اند.
ميگويم غريب تري چون روز شهادتت همه زائران خدا مدينه را ترك ميكنند و به مشعر ميروند.
و ناراحتم يارا!
ناراحتم كه وهابيت بي سر و پا، وهابيت بي منطق و كافر حتي نميگذارد تا شيعيانت بر آستانت سر بگذارند. نميگذارد تا با تو راحت درد دل كنند و بر مزارت بگريند .
وهابيت صحبت با شما را شرك ميشمارد.
اما روزي خواهد آمد كه مهدي با ذوالفقار و ذوالجناح بيآيد درب هاي بقي را بگشايد و قبر مادرش را نشان دهد تا مردم بر مزار فاطمه بروند و آنروزهاست كه ما بر قبر همه شما مزارهايي خواهيم ساخت كه بر جنت فخر بفروشند .
آري اين مذهب پوچ و خرافه و بي همه چيز اين مذهبي كه نه بنياني دارد و نه هيچ صحت و ريشه اي .
اين مذهب بي اساسي كه نه رهبري دارد و نه امامي بايد از بين برود و آن هم به دست شيعه و سني باهم چون وهابي ها نه تنها از برادران اهل سنت ما نيستند بلكه دشمن آنهايند.
سلام عزیزان به دلیل اینکه سرم شلوغ است و سرگرم شورع امتحانات هستم تونستن به روز شم اما انشاءالله فردا به مناسبت عید سعید قربان با مطالب امام محمد باقر و عید قربان و عرفه به روز خواهم شد.
یا علی
اللهم عجل لولیک الفرج
به دلیل نزدیک شدن به ماه جنون و دیوانگی محرم الحرام شاهد تغییرات اساسی در وبلاگ بنده خواهید بود.
اللهم عجل لولیک الفرج
برای شادی روح سید جواد صلوات
شهادت جانگداز جگرگوشه سلطان ایران حضرت جواد الائمه را به پیشگاه امام زمان (عج) و به پیشگاه همه مراجع بر حق شیعیان به خصوص ثقه الاسلام جوادی آملی و ثقه الاسلام بهجت تسلیت عرض می کنم.
باز ستاره اي در آسمان عشق افول كرد.
افول كه نه ..... تازه ابتداي راه است.
مگر نه آنكه ستاره تا سالها بعد از مرگش زيبايي بخش آسمان است.
ولي آنچه چشمان ناقص من ميبيند و در عقل ضعيف و محدود من ميگنجد در همين حد است كه بگويم ستاره اي افول كرد.
اما بگذاريد برايتان اين را كاملا بر پايه دليل بگويم.
درست است ستاره افول ميكند چون وجودي محدود است اما مگر ميشود موجودي نامحدود افول كند؟
و جواب اين است:
خير –ائمه تجلي صفات خداوند هستند و اين را ميتوانم براي خود حجت قرار دهمو ميتوانم از آن بفهمم كه ائمه اطهار مظهر صفت باقي خداوند هستند و نه تنها افول نميكنند كه ر روز پر فروغ تر ميشوند.
آري........جواد الائمه را ميگويم.
بگذريم....
و باز ميبينم كه مهدي موعود رخت عزا بر تن كرده و زانوي غم در بغل گرفته است و گريان است از شهادت جدش.
نه از اينكه جدش چشم از اين دنياي كثيف بسته است. از آنكه جوادالائمه هم مانند پدرش به زهر كين و دشمني مسموم شده است.
و ميبينم كه عرش خدا ماتمكده عشق گرديده است و خداوند و فرشتگان ثناگوي ذات اقدس اين امام بزرگوارند.
باز ميبينم كه پدرش را كه نگين ايران زمين است.
باز ميبينم كه بر فراز حريمش فرشتگان زاري كنان و ناله كنان از سوگ جواد شيون برآورده اند.
چه شكوهي در اين حريم قدسي برپاست.
عجب اندوهي مشهد را گرفته است.......
جگرگوشه اش از دنيا رفته است....
ميوه دلش چون خودش به ظاهر زهر نوشيده اند كه در حقيقت، جام مي باقي نوشيده اند. آنان از ميكده عشق خداوند ياريتعالي سبوي آزادگي برداشتند و جرعه اي از اين مي بي انتها را بر خود روا داشته اند.
درست است كه خداوند عرش معلايش را به ماتمكده تبديل كرده است.
درست است كه فرشتگان گرد حريم خودش و پدرش زاري كنان و شين كنان طواف ميكنند.
درست است كه عالم در اين روز هر چه رنگ خوشي بر خود بگيرد نيرنگ و باطل است.
ولي .........شايد گوشه از اين جهان نامحدود از اين جهان بي كران عده اي هلهله كنند ، عده اي پايكوبان و رقص كنان از شهادتش خوشحالي كنند.
آري ...... شياطين خبيث هستند كه هلهله كنان و پايكوبان بساط شادي برپا كرده اند.
ميپرسي از چه؟
پاسخت اين است ....... چرا آنان خوشحال نباشند .... چرا پاي نكوبند، چرا هلهله نكنند و چرا نرقصند ..... چرا شادي نكنند در حالي كه يكي ديگر از ابدال روزگار چشم بر رخ كثيف اين دنيا بسته است و يك نفر ديگر از هاديان امت كمتر ميشود.
باز 29 ذيقعده آمد و قلب شيعيان سياه پوش شهادت جواد الائمه شد. باز آمد آخر ذيقعده و مردمان يادي ديگر از رضا ميكنند ........ يادي از ائمه ميكنند.....ياد ميآورند كه آري ما هم صاحباني داريم...... متوجه ميشوند كه چقدر سرگرم امور دنيا بوده اند .......... متوجه ميشوند كه چقدر غفلت كرده اند .......مي فهمند كه اگر حال در اين دنياي پر فراز و نشيب در اين دنيا يي كه ظاهرش فريبنده است و درونش پوچ، اگر نماز ميخوانند ، اگر به هيئتها ميروند......... اگر به مسجد ها ميروند ... اين به دست خودشان نيست.... با ياد مياورند اگر كاري ميكنند و اگر جايي ميروند كساني هستند كه قلاده شان را گرفته اند و به اين سو و آن سو ميكشند.
رشته اي بر گردنم افكنده دوست
ميبرد هرجا كه خاطر خواه اوست
رشته بر گردن نه از بي مهري است
رشته عشق است بر گردن نكوست
«علامه طباطبايي»
آري اين ايام فرصت است .....زماني است تا بدانيم اين ريسمان و قلاده كه بر گردنمان است و روي آن چه نقش بسته است و به دست كيست؟
كه بدانيم به جاي نوشته هاي باطل روي آن كلب الرضا نوشته اند.
روي قلادم نوشتم روز اول يا رضا
وقف سلطان خراسان اسمه كلب الرضا
اين روزها فرصت است تا از بند سخت گناهانمان برهيم و كمي به آخرتمان فكر كنيم.
كمي به صاحبانمان فكر كنيم كه نعمتمان بخشيدند و ما را نمك دادند و جز از نمكدان شكستن نديده اند.
فكر كنيم ...... اگر در شبي در خواب آنها را ببينم آيا رويمان ميوشد سرهامان را بالا بگيريم؟
اگر از ما بپرسند چرا آبروي مومنان را ميريزيد چه جوابي داريم...
بسيار جاي تامل دارد
و فرصت عمر كوتاه است
كمي بينديشيم
براي شادي روح سيد صلوات
يك مطلب تازه كه خودتان قضاوت كنيد كه اگر علما دخالت نميكردند آيا اين اتفاقها ميافتاد و آنها مجبور ميشدند كه او را مرتد و صدايش را حرام اعلام كنند.
بي بي سي در همان ابتدا با اولين موضع آقاي مكارم شيرازي خبري منتشري كرده بود:
آنچه رهبران مذهبی ایران چندان انتظارش را نداشتند این بود که طیفهای مذهبی که گرایش سیاسی هوادار حکومت اسلامی دارند، سوگواریهای ماه محرم را به گونه ای برگزار کنند که اعتراض مراجع تقلید رسمی قم را به همراه داشته باشد.
آیت الله ناصر مکارم شیرازی از جمله روحانیان عاليرتبه ای است که به شکل علنی به مخالفت با آنچه بدعت در آیین عزاداری می داند پرداخته و انتقاد او که از تلویزیون دولتی ایران هم پخش شده، نشانگر این است که روحانیان سنتی قم از رشد چشمگیر نسل تازه ای از مداحان در چند ساله اخیر خرسند نیستند.
از این به بعد به جای کلمه آیت الله برای بزرگان از کلمه ثقه الاسلام استفاده خواهم کرد چون همه ما آیات خدا هستیم و مرتبه بالای علمی نمی خواهد تا انسان آیت الله باشد کوچک و بزرگ مردم همه آیت الله هستند.
و فی الارض آیات للموقنین و فی انفسکم
ولی کسی که با این همه جهد و تلاش از پلیدی های این دنیا چشم فروبسته است شایسته است که او را سند و پشتوانه اسلام بدانیم و او را ثقه الاسلام بخوانیم.
پس از این به بعد همه بزرگان را به جای آیت الله با ثقه الاسلام صدا کنیم.
برای شادی روح سید جواد ذاکر صلوات
دو تا دانلود مداحی جدید از حاج حسین سیب سرخی که یکیش رو از دیوانگان حسین و اون یکیش رو از حیات منتظران گرفتم
اولیش رو برا این گذاشتم که نا امید نباشین ما پشتوانه داریم؛
وقتی جنازه منو تو خاک غربت میذارن
برای شادی روح سید جواد صلوات بفرستین کفایت می کنه.
اللهم عجل لولیک الفرج
این هم یه پست دیگه برای دانلود:
همه دانلودهای این وبلاگ از وبلاگ دیوانگان حسین درج می شود.
به اونجا هم سری بزنید ضرر نمی کنید!


POWERED BY
BLOGFA.COM
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by sajjad113.blogfa.com